تبليغاتX
تئاتر در مسیر زندگی
 

 

این روزهای تئاتر مشهد ،  دوستان درگیر تمرین برای رسیدن به جشنواره ی هستند که بعد از عبور از دو جشنواره انتهایش ( جشنواره تئاتر فجر ) فقط حضور در بخش مرور خواهد بود و شاید انتهای سرد و غیر جذاب برای هنرمند شهرستانی که دوست دارد دیده شود
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 13:20 توسط محمد جهانپا |
يادداشتي بر چرايي تياتر از آلبر كامو
 

چرا به تئاتر می‌پردازم؟ بارها از خود پرسيده ام. و تنها پاسخي كه تاكنون به اين پرسش داده ام ‌ از بس پيش پاافتاده است شما را دچار شگفتي خواهد كرد: براي اين به تئاتر می‌پردازم كه در دنيا صحنة تئاتر يكي از جاهايي است كه من در آن احساس خوشبختي می‌كنم. اما انصاف بدهيد كه اين فكر، آن‌طور كه به نظر می‌آيد، پيش پا افتاده نيست. تحصيل خوشبختي امروز يكي از تلاش‌هاي اساسي و اصيل است.

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 13:16 توسط محمد جهانپا |
هفتمین طلوع یک جشنواره

جشنواره تئاتر رضوی با همه ی وسعت خود در دور هفتمینش هم به نقطه ی پایان رسید و منتخبین خود را شناخت در این میان ما هم با نمایش ما همه اهل یک محله ایم در بخش ویژه( میهمان ) حضور داشتیم که خوشبختانه دو اجرای موفق و عالی داشتیم

و نمایش صدای من کجاست به کارگردانی جواد رحیم زاده در بخش کودک و نوجوان هرمزگان که خوش درخشید با جوایز کارگردانی و بازیگری

اما در طول جشنواره در دو روز پایانی تنها نمایشی که بسیار برایم جذاب بود "‌راز ماهی طلایی آکواریوم آقای ژان‌" بود که بسیار پسندیدم اما بیشترین تعجب من از این بود که چرا این نمایش باید در بخش تجربه های نو باشد ؟

چون کاملا یک نمایش متعارف و دارای ساختار ارسطوئی منظمی بود به هر حال نمایشی بود در چند اپیزود که نقطه ی اتصال همه ی آنها کرنای است  که در نقار خوانی امام رضا (ع ) استفاده میشود

در این میان عوامل اجرایی نمایش بسیار منظم و الخصوص هسته ی اصلی بازیگران همگی جوان و جویای نام

+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 21:53 توسط محمد جهانپا |
ما همه اهل یک محله ایم
گزارشی از پشت صحنه نمایش راه یافته به جشنواره های بین المللی رضوی و فجر
 
 
ساعت حدود ۲۰ است که افراد گروه یکی یکی از راه می رسند.

کارگردان درباره قسمت هایی از دیالوگ ها با دستیارش در حال گفت و گوست. تعدادی صندلی چوبی و استکان هم به چشم می خورد که فعلا دکور صحنه است.

او از اعضای گروهش می خواهد سریع تر آماده شوند تا تمرین آغاز شود و...

آن چه در پی می آید گزارش خبرنگار ما از پشت صحنه تمرین نمایش «ما همه اهل یک محله ایم» به نویسندگی و کارگردانی رضا صابری از هنرمندان پیش کسوت و سرشناس تئاتر استان است. این نمایش ۱۰۰ دقیقه ای به سفارش مرکز هنرهای نمایشی کشور برای هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر رضوی تولید شده است که در بیست و هشتمین جشنواره تئاتر فجر هم شرکت می کند.

تمرین آغاز می شود
عبدا...: (زائر عرب در حالی که تنها و رو به حرم در حال نجوا با امام رضا(ع) است)... شهادت می دهم که روزگار خیره و دو رنگ شده. زیتون زارای قدیمی، نخلستان هایی از طلا شده و خدایان جدید به جای بت های قدیمی که به شمار ریگ های ربزه اند، نشسته اند و...

محمدرضا: (خطاب به عبدا... با حالت گرم و گیرا)

السلام علیک یا اخی

عبدا...: علیک السلام

عبدالرضا:? what is your name

عبدا...: عبدا...

علی رضا: (گرم و گیرا) یا ایها الاخی، الیک توک پا

غلام رضا: (با حالت تشر به علی رضا) بکش عقب بزغاله...

«ما همه اهل یک محله ایم» را رضا صابری نویسندگی، طراحی و کارگردانی کرده است.

دستیار کارگردان رضا احمدی و مشاور عباس جانفداست. حسین مسگرانی، کریم جشنی، احمدریحانه و امیر وحیدی نیز به ترتیب تهیه كننده و مدیر تولید، مجری طرح، سرپرست گروه و مدیر صحنه نمایش هستند. بازیگران این نمایش که در گروه «مردم» گردهم آمده اند، از این قرار است: محمد الهی، احمد ریحانه، امیر محاسبتی، حسین مشمول مقدم، محمد جهان پا، سعید صمدیکریم جشنی،  و ندا اسدی هم به عنوان تنها بازیگر زن در «ما همه اهل یک محله ایم» ایفای نقش می کند.در این نمایش که از لحاظ نحوه پرداخت موسیقی جالب و جذاب به نظر می رسد، مهدی حسنی آهنگ سازی و نوازندگی آکاردئون را به عهده دارد. همکاران او در این قسمت میثم موسوی (تنبک)، توحید قربانی (تار) و محسن باهوش (دو تار) هستند.برخی صحنه ها به دستور کارگردان چندین بار تکرار می شود. کارگردان یا دستیارش روی صحنه های مختلف نظر می دهند. گاهی نیز بازیگران دیالوگ ها را فراموش یا جابه جا بیان می کنند

۷۵ روز تمرین
با دستیار کارگردان هم کلام می شود. رضا احمدی می گوید: تمرین این نمایش از نیمه مرداد آغاز شد كه در تماشاخانه اشراق حوزه هنری تمرین می کردیم. البته گروه هم کامل نبود که پس از آن احمد ریحانه و محمد الهی به گروه اضافه شدند. ماه رمضان هر شب از ساعت ۲۰ تا ۲۳ تمرین ادامه پیدا کرد تا الان که حدود ۷۰ روز شده و کار به پایان رسیده است. در حال طراحی دکور در سالن هاشمی نژاد هستیم که یک هفته زمان باقی مانده را با لباس و دکور تمرین کنیم.

اولین اجرا اول آبان در جشنواره رضوی
احمدی ادامه می دهد: گروه اول آبان با این نمایش در بخش بین الملل هفتمین جشنواره تئاتر رضوی در سالن «ایران شهر» به روی صحنه می رود که پس از این جشنواره، در بیست و هشتمین جشنواره تئاتر فجر هم شرکت می کند. وی درباره اجرای عمومی در مشهد می گوید: پس از پایان جشنواره، برای اجرای عمومی تصمیم می گیریم.احمدی با بیان این که جشنواره رضوی سفارش تولید این کار را به صابری داده است، می افزاید: حسین پارسایی رئیس مرکز هنرهای نمایشی کشور ۱۰ روز قبل از این نمایش بازدید و از گروه برای شرکت در جشنواره امسال تئاتر فجر دعوت کرد و وعده اجرای عمومی در تهران را نیز به ما داد.احمدی همچنین از چاپ و انتشار نمایش نامه «ما همه اهل یک محله ایم» در جشنواره رضوی خبر داد.

مشهد، ۱۳۸۸
دستیار کارگردان با اشاره به موضوعی که این نمایش به آن می پردازد، می گوید: نمایش حال و هوایی از سال ۱۳۸۸ مشهد را در فضایی طنز روایت می کند. نمایش از چند لایه تشکیل شده است که آن چه تماشاگر می بیند جریان زائر عربی است که برای زیارت به مشهد آمده است و چند زوارکش به دنبال سوء استفاده از اویند. این زائر عرب در شهر توس آشنایی به نام «قاسم عرب» دارد که عبدا... به دنبال او می گردد و...در لایه زیرین این نمایش جریان سفر امام رضا(ع) به خراسان را به نوعی شاهدیم.در واقع نمایش نامه به تکرار تاریخ در مقاطع مختلف اشاره می کند که آدم های جامعه می توانند پیرو امام رضا(ع) یا مامون باشند.گروه در حال تمرین قسمت هایی دیگر از نمایش است. «ندا اسدی» در نقش «ثریا» به سبب حساسیت هایی که کارگردان به خرج می دهد، مجبور می شود، دیالوگ هایش را چند بار تکرار کند. از «رضا صابری» می خواهم پاسخ گوی چند پرسشم باشد.او درباره «ما همه اهل یک محله ایم» می گوید:این نمایش نامه در کنار موضوعاتی که به آن می پردازد اشاره هایی هم به تخریب بناهای قدیمی اطراف حرم و جایگزین شدن برج های تجاری و اقامتی می کند.

اهالی محله امام رضا(ع)
وی درباره عنوانی که برای نمایش انتخاب کرده است، چنین می گوید:ما به عنوان مشهدی خودمان را به نوعی اهالی محله امام رضا(ع) می دانیم که بزرگ تر این محله ایشان هستند. در قسمتی از نمایش هم به این موضوع اشاره می شود که بزرگ محله ممکن است به کسی اخم کند اما او را از محله نمی راند.صابری ادامه می دهد: سعی کرده ایم نمایش را با نگاهی نو به موضوع جشنواره رضوی پیش ببریم. چرا که طی سال های اخیر موضوع اغلب نمایش ها در این جشنواره به سوژه هایی تکراری دچار شده است.این پیشکسوت تئاتر استان که سال گذشته در جشنواره تئاتر فجر، از او به عنوان چهره تاثیرگذار در تئاتر شهرستان تجلیل شد، با اشاره به ۴ گروه نمایش که از مشهد در جشنواره تئاتر رضوی به روی صحنه می رود، می افزاید: مضامینی که مشهدی ها در این ۴ نمایش به آن پرداخته اند، نگاه های نو و متفاوتی دارد که امیدوارم در جشنواره رضوی مورد توجه قرار گیرد.

اجرای عمومی در مشهد
«صابری» درباره اجرای عمومی «ماهمه اهل یک محله ایم» در مشهد می گوید: با توجه به این که نمایش به سفارش مرکز هنرهای نمایشی کشور و برای دو جشنواره رضوی و فجر ساخته شده است، طبق مذاکره هایی که با این مرکز شده، قرار است در اولین فرصت برای اجرای عمومی در مشهد و تهران به روی صحنه برود.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 16:35 توسط محمد جهانپا |
هر چه بود همه اش از جنس حال بود

 

ایام 28 و 30 صفر 1430 هجری قمری در مشهد الرضا ، غوغای است و تو ، سیلی عظیم از سیاه جامگانی را میبینی که همه رو به یک قبله و روی به گنبدی طلائی در جریانند – مامنی امن – محلی برای غریبانه ها  ، مویه ها – و بهانه ی برای رود اشک ها ، این جا ،  حجی دیگر است – لبیکی دوباره و تو ذره ای از اقیانوس و ندای از دل که بگذار با این حاجیان سیاه پوش اندکی همراه شوم شاید  که // او // گوشه چشمی از کرم به من کند

سلام بر تو ای غریب الغرباء

سلام بر تو ای رضا

 حریم رضوی ، جایگاهی است برای تجمیع – فرهنگ و آئین های بی شمار ایران کهن که برای ثبت تک تک آنها بسیار سفر باید اما وجود گوهری همچون علی بن موسی الرضا {ع} این امکان را میدهد که نگاه های کنجکاو و پرسشگر بسیاری در ایام شهادتش بر این حرکت های عظیم مردمی دوخته شود و به عظمت ان بی اندیشد . اما من در این مقال چه بگویم که همه عمر در حسرت بودم تا بتوانم گوشه ی از این شکوه را ثبت کنم و سنگینی این آرزو بر ذهن   نمیدانم چه حکمتی داشت این سال 87 برای من ولی هرچه بود به یکبار همه چیز محیا ء شد برای تحقق همه ی غرو لند ها  و حسرتهای که در گذشته میخوردم

  به لطف خدا به همراه دوست عزیزم سجاد انتظاری حدود 8 ساعت در میان یکی از  بزرگترین حرکتهای مردمی به ثبت لحظه ها پرداختیم و الخصوص نگاه خاصی که به تنوع حرکتهای نمایشی  و بازسازی  اتفاقات تاريخي به دست مردم عام  همانند   حركت تاريخي زنان نوغان و گونه های مختلف عزاداری مردم و بسیاری از سو ژهای جذاب دیگرداشتیم  که امیدوارم حاصلش در یک نمایشگاه عکس در روز جهانی تئاتر در حوزه هنری خراسان رضوی دیده شود 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 7:16 توسط محمد جهانپا |
من و یک تجربه ی نو

 

 

در اکثر کارکترهای سینمای و تلویزیونی که از ایشان می دیدم در ذهنم تصویر فردی بسیار سرد و منظبط نقش می بست ، تا اینکه قرار بر این شد که میزبانش باشیم در پاتوق هنرمندان تئاتر حوزه هنری خراسان رضوی و همچنین تشکیل یک ورکشاپ  سه روزه در مشهد  ، بسیار جالب به نظر می رسید که موقعیتی به وجود آمده برای کنکاش در او  ، از بخت بد من هم جلسه پاتوق هم زمان شد با اجرای نمایش عاشقستان در مجموعه هاشمی نژاد  - اما به هر مصیبتی که بود بد از اتمام نمایش  خودمان را با تنی چند از رفقا  به پاتوق رساندیم  ، همانطور که از قبل هم دوستان حدس زده بودن سالن تماشا خانه اشراق لبریز بود از علاقمندان ایشان و سکوت تئاتریها و نکته ی جالب گوش های شنوا و پرده ی سفید نقش بسته به خط نستعلیق بر روی سنگهای مرمر کنار صحنه

 

مقدم جناب آقای اتیلا پسیانی و سرکار خانم فاطمه نقوی را در جمع هنرمندان تئاتر حوزه  هنری گرامی میداریم

 

این دومین ورکشاپ حرفه ای حوزه هنری است که شکیل گیری آن مر هون رضا احمدی و سفرهای گاه و بی گاهش به تهران و این سو و ان سو دویدنهایش است که در بار اول میزبان محمد رحمانیان بودیم و اینبار اتیلا پسیانی و قطعا به امید حق تا پایان سال 87  جناب چرمشیر

 

گپ و گفتگو پیرامون تئاتر تجربی بود و سوالات متعدد بچه ها و جوابهای دقیق و با حوصله ی جناب پسیانی

آنچه که بیشتر از همه باعث رضایتم میشد  وجود فضای پر از صمیمیتی بود که در مقابل چشمانم  می دیدم

برقرار شدن ورکشاپ سه روزه ایشان که مشخصه ی اصلی آن وجود برنامه کاری پسیانی بود که عمدتا  بر مبنای تمرکز بازیگر بر روی صحنه شکل میگرفت به خوبی برگزار شد

اما آنچه مرا بیشتر از همه این موارد انگشت به دهان کرده حضور نداشتن اهالی حرفه ای بازیگر در این ورکشاپ بود  شاید پرداخت رقم 60،000 هزار تومان برایشان بسیار سخت بوده و یا اطلاعات و تمریناتشان بهتر و به روزتر از جناب پسیانی ؟  ا... علم

اما این بی اعتنائیها ، همگی در ریشه های تئاتر این شهر به طرز وحشتناکی رخنه کرده شاید دریافت چندین جایزه ای بازیگری از جشنواره های متعدد  باعث این ذهنیت شده که ما هم سری در سرها داریم  ولی همه ی ما  می دانیم که در عالم رویا فقط به خودمان دروغ گفته ایم

 

بگذریم از ذهنیاتم گفتم  ، دیدنش و هم کلام شدن با او مرا بسیار امیدوار کرد چون با فردی روبه رو شدم که هیچ بار منفی به من ساطع نمیکرد و هر چه بود مهربانی و خضوع و دانش سالها تجربه و سفر های متعدد ش در کشورهای مختلف جهان بود و حتی در اجرای نمایش عاشقستان با تمام خستگی هایش حضور داشت که آمدنش را مدیونه تعریفها و زحمات رضا احمدی و امیر بشیری بود م

سه روز مثل برق گذشت و او همچنان ساده آمد و در روز پایانی سفرش به گمانم با خاطره خوشی به پایتخت بازگشت

و ما امیدوار که باز هم بودن با او را تجربه کنیم

 

مخابرات خراسان رضوی ساعت 12 ظهر 4/12/87

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 12:31 توسط محمد جهانپا |
روایت عشق

در فاصله  روزهای 12 تا 21که گذشت  من هم در میان شور و شوق  همگان در آستانه بهمن ماه 87 به مناسبت سی امین سالگرد انقلاب اسلامی در چهار نقطه از شهر بزرگ مشهد  اجرایی برنامه داشتم

 طرح روایت عشق که تمام مراحل  تولید و اجرای آن به عهده تیم اجرای من  و با حمایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری مشهد شکل گرفت باز خوانی خاطرات و حوادث سالهای 42 تا 57 ایران بود که با استفاده از شیوه ی پرده خوانی به  سرانجام رسید

در مسیر اجرایی این 64 برنامه در مدت هشت روز  میتوانم به جرائت بگویم که بر تجربیات من بیشتر افزود شد و باعث ارتباط نزدیک من با مردم شهر مشهد و سوالها و خاطرات بیشماری که در این اجراها گفت و شنیده شد   و دانستن این موضوع  که مردم تشنه ی دیدن و شنیدن هستن و ما تئاتریها همچنان خودمان را در فضاهای تاریک و بی روح صحنه های تئاتر محبوس کرد ه ایم بگذارید برای یکبار هم که شد در کنار مردم و برای مردم در هوای آزاد یک نفس عمیق بکشیم

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 12:31 توسط محمد جهانپا |
بر پهنه ی دریا

راستش را بخواهید  در روز 16 /11/87  و در زیر بارش برف  در مشهد در این فکر بودم که این هم از شانس من و گروه اجرای و مدام زیر لب غر می زدم که   زیر این برف چه کسی می آید برای تماشای خوانش در پاتوق هنرمندان تئاتر ؟

اما با ورود به حوزه هنری  ودیدن بچه ها که بسیار هم پرشور آمده بودن جایی برای سوزن انداختن نبود و به راستی  شگفت زده شدم از این همه محبت 

و اضطراب در وجودم که باید امشب نمایش در بالاترین سطح اجراء شود تا من شرمند ه ای این همه مهربانی نشوم و باید خدا را شکر گذار باشم که خوانش نمایش بر پهنه ی دریا نوشته ی اسلاومیر مروژک با موفقیت همراه بود و بازخورد آن میان بچه ها مثبت

 

بگذارید در این میان از دوستان عزیزم که در این اجراء من را یاری کردن

سعید توکلی – محمد بهاران و سعید صادقی  نهایت تشکر را داشته باشم که در طول 10 جلسه تمرین و بحث روی متن من را تحمل کردن

و در پایان از تمام رفقای به اصلاح حرفه ای تئاتر که با نیامدنشان مایه ی سرافکندگی خودشان شدن بازهم متشکرم

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 13:22 توسط محمد جهانپا |
ماجراي قتل گريبايدوف در تهران

Griboyedov

الكساندر گريبايدوف Alexander S. Griboyedov ديپلمات، نظامي، نمايشنامه نويس و طنزنگار روس 15 ژانويه 1795 در مسكو به دنيا آمد و 11 فوريه 1829 در 34 سالگي در تهران به دست مردم كشته شد. گريبايدوف كه نمايشنامه هاي فكاهي اش هنوز كهنه نشده اند و در جريانند، سالها در تفليس مامور تماس با ايران بود. وي بود كه پيشنويس قرارداد (ننگين) تركمنچاي را پس از امضاي فتحعليشاه به سن پترزبورگ برد و به تزار وقت (نيكلاي اول) داد. گريبايدوف كه در جريان جنگ روس و ايران، همه جا دركنار ژنرال پاسكويچ بود پس از دادن قرارداد تركمنچاي به تزار، از جانب او به سمت سفير روسيه (اصطلاحا وزير مختار) در تهران منصوب شد. وي در سفارت روسيه در تهران به يك خواجه حرمسراي فتحعليشاه كه از مردم قفقاز بود پناهندگي داد. اين خواجه فراري گريبايدوف را در جريان سرنوشت دختران قفقازي و به ويژه گرجي ها در حرمسراهاي شاه و شاهزادگان و مقامات ايران قرارداد و گريبايدوف كه تحت تاثير حرفهاي او قرارگرفته بود، باتوجه به مفاد قرارداد تركمنچاي كه بازگشت قفقازي هارا از ايران به شهرهايشان (درصورت تمايل) شامل مي شد نخست به دو زن قفقازي كه از خانه يك شاهزاده قاجار فراركرده بودند پناه داد و سپس دستورداد كه درصورت لزوم براي پس گرفتن اين زنان كه در خرمسراها و احيانا مادر فرزندان اعيان كشور بودند به زور متوسل شوند. انتشار اين تصميم در تهران، ايرانيان را كه از قرارداد تركمنچاي ناخوشنود بودند خشمگين ساخت و به نام جلوگيري از تعرض به حرمسراها و توقيف زوجه (نواميس) مردم به سفارت حمله بردند و با وجود مقاومت قزاقهاي سفارت وارد آن شدند و گريبايدوف، كاركنان سفارت، قزاقها و حتي خواجه پناهنده شده را كشتند و جسد گريبايدوف را به ميان زباله ها افكندند كه سه روز بعد به دست آمد و به تفليس حمل شد. فتحعليشاه از بيم آغاز جنگ سوم روسيه با ايران، نوه خود خسرو ميرزا را با جمعي از رجال كشور از جمله ميرزا تقي خان فراهاني (امير كبير) جهت پوزش خواهي به سن پترزبورگ فرستاد. تزار از اين رفتار راضي شد و حتي قسمتي از غرامت جنگ را به ايران بخشيد.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 7:29 توسط محمد جهانپا |
به اعتقادات خود مي خنديم
فرهاني يكي از سران كفر، به پيروانش توصيه مي كرد كه هيچگاه با شيعيان از راه منطق وارد نشويد كه شكست خواهيد خورد. براي از بين بردن ايمان شيعيان كاري كنيد كه آنها از ته دل به اعتقادات شان بخندند. شاگردان اين فرد چه خوب به توصيه ي استادشان عمل كردند و اين فرمول را تئوريزه و در كشور ما پياده نمدند!

نگاهي به اس ام اس هاي تلفن هاي همراه بيندازيد. آيا احساس خطر نمي كنيد؟!

براي كداميك از اعتقادات ما جوك نساخته اند؟! از خدا گرفته تا قرآن و پيامبران(حضرت محمد(ص)، حضرت يوسف(ع) و ...) و امامان معصوم(عليهم السلام) خصوصا حضرت ولي عصر(عج)، امام حسين(ع)، حضرت عباس(ع) و... و حتي براي شهدا، علما، بهشت و جهنم و مردم شهرها و قوميت هاي مختلف ايراني كه نقل و نبات اين جوك ها و پيامهاست.

و متأسفانه شنيديم و تعريف كرديم و خنديديم!!!

آيا اين شبه انسانها براي گاوپرستان هم جوك درست كرده اند؟! يا براي هر مكتب الحادي ديگر؟!

مطمئن باشيد پاسخ منفي است. چون شيطان پرستان با خدا و خداپرستان دشمنند.

دشمنان ما هيچ گاه مستقيما نگفتند كه:مردم ايران لطفا از خداپرستي و ايمان خود دست برداريد و برده ي ما شويد. آنان با نيرنگ و فريبكاري و استفاده از تكنولو‍ژي هاي پيشرفته و برنامه ريزي هاي دقيق، ويروس بي حيايي را در جامعه ي ما گسترش دادند! و خوب مي دانند اگر حيا را كه به گفته ي پيامبر گرامي اسلام(ص)تمام دين است از كسي بگيرند، ايمان او را گرفته اند و فرد بي حيا و بي ايمان تن به هر گناه و رذالتي مي دهد و آنوقت است كه اين يزيدان به هدف خود رسيده اند.

و اما ما... فقط شاهد بوده ايم كه بر اساس همان تئوري خنديدن به اعتقادات، از انواع و اقسام شگردها استفاده مي كنند و پيامهاي تلفن همراه و عكس برداري بوسيله آنها را نيز به معضلي براي فرهنگ شيعه و ايراني تبديل نموده اند...

بياييد شروع كنيم...

به اين دو حديث توجه كنيد: مولاي متقيان، علي(ع) مي فرمايد:كسي كه به قلب و زبان و دست، از گناهان جلوگيري نمي كند مرده اي است كه در بين زندگان حركت مي كند.

حديث قدسي از خداوند متعال:بي گناهان را به گناه مرتكبين مؤاخذه خواهم كرد، زيرا مي نشينند و آنها را منع نمي كنند.

از خودمان شروع كنيم: نگوييم، نشنويم، ننويسيم، نفرستيم، نبينيم و ...

و بعد براي اينكه به قول حضرت امير(ع)، مرده اي در بين زنده ها نباشيم ديگران را هم از خطر بزرگ اين نوع پيامها مطلع كنيم تا آنها هم همراه ما، با اين هجمه ي دشمن مقابله كنند.

و نيز به عنوان يك حركت ديني مقدس، به كمك همين پيامها به ترويج دين مولايمان امام عصر(عج) بپردازيم كه حركتي در جهت رضايت آن حضرت و رشد و تعالي خود و ديگران است.

در زمان ظهور حضرت ولي عصر(عج) هر شخصي مي داند كه چقدر در تعجيل يا تأخير ظهور آن حضرت نقش داشته است

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 7:28 توسط محمد جهانپا |
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------